15 ماهگی سروش
سروشی داری هی بزرگتر میشی و شیطون تر تو این ماهی که گذشت یعنی آذر کلی اتفاقات بود یکیش این بود که سومین سفرت را رفتی خیلی سفر خوبی بود اما به دلیل خستگیت و سرمایی که در تهران بود کار دست خودت دادی و سرما خوردی یکروز بعد از سفر تب کردی و تبت یکروز طول کشید بعد از آن همش نق میزدی و لب به غذا نمیزدی تا 3 الی 4 روز بهد سرفه هایت شروع شد که معلوم بود سینه ات حسابی چرکی شده که بردیمت دکتر و برایت آنتی بیوتیک تجویز کرد بعد از چند روز بهتر شدی و سرحال و شدی سروش سابق آخه حتی حال راه رفتن هم نداشتی و بعد از اینکه تو کمی بهتر شدی من مریض شدم که واقعا مریضی سختی بود که هنوز باهاش درگیرم تو کل مریضی هات به نظرم این سخت ترین مریضی تو بود به هر حال امیدوا...
نویسنده :
مامانی و بابایی
1:50






